خود واقعی


روی کاناپه دراز کشیده ام ودر اندیشه که چه مطلبی در وبلاگم بنویسم .

تلویزیون روشن بود و پسرم داشت به یک قصه ی کودکانه نگاه می کرد . ناخواسته من هم می شنیدم.

واما قصه ...

آهو یی بود به نام تیزپا که بچه ها ی حیوانات به محض دیدنش فرار می کردند . یک روز برای رفع تشنگی به کنار برکه رفت به محض این که لب بر آب صاف و گوارا گذاشت حیوان اخمو و ترسناکی را در آب دید . ترسید و پا پس نهاد !

ولی تشنگی مجبورش کرد دوباره به آب برگردد ولی باز همان چهره عبوس رادید . لاکپشتِ دانا که این صحنه را دید با خنده نزدیک شد و گفت نترس این تصویر خود تو ست !

آهو تازه فهمید چرا بچه ها از او می ترسند . بله او برای اولین بار چهره ی واقعی خود را دید ‌.

قصه تمام شد و من در اندیشه که :

ما چه طور ؟!

آیا تا به حال چهره واقعی خود را دیده ایم ؟!

آیا واقعیت خود را پشت پرده ی تعارف های معمول پنهان نکرده ایم ؟!

آیا همان چهره ای که دیگران از ما می بیندد برای خود ما هم آشکار است ؟ البته منظور م کردار و گفتارمان است نه صورت و تیپ ظاهری .

چگونه می توانیم خود واقعی مان را ببینیم ؟

گام اول :

کنار گذاشتن باورها غلطی است که گاه متعصبانه آن ها را تا حد پرستش می ستایم . این پندارهای اشتباه اجازه نمی دهد به نقصان فکری خود پی ببریم .

یکی از این باورهای جانکاه ، توهم دانایی است .این که گمان می کنیم از همه بهتر می فهمیم و همگان در اشتباهند جز ما !

گام دوم :

همنشینی با انسان های فرهیخته وبزرگ که خود را شناخته اند و راه خودشناسی را به دیگران نیز می آموزند . در چنین حالتی بیشتر پی به نقصان های خویش می بریم .

البته شاید نتوان با چنین افرادی از نزدیک مجالست کرد ولی با خواندن کتاب ها و آثارشان به راحتی می شود در ضیافت افکار نابشان شرکت نمود .


آری باید خود واقعی مان را ببینیم . نکند ترسناکیم ولی خبر نداریم !



رضا شاه پسند ۹ شهریور ماه ۹۸


http://www.rezashahpasand.ir



/ 2 نظر / 430 بازدید
faeze-mortazavi

واقعا قابل تامل بود. و کتاب معجزه میکنه.