هستی یا عدم

از سیاهی شب نمی هراسم

آن دم که در سیاهی چشمانت محو می شوم

بیمم از موج نیست

وقتی گیسوانت مرا به خود می خوانند

بامن که هستی

تمام هستی را در بغل دارم

و چون نباشی

با عدم هم آغوش می شوم

سرنوشتم در دستان توست

ماندن یا رفتن ؟

هستی یا عدم ؟

/ 0 نظر / 48 بازدید