زندانیان ثروتمند

اغلب انسان ها زندانی افکار خویش اند . ولی شوربختانه خود نمی دانند . و بدتر از آن وقتی متوجه شده و در صدد رهایی بر می آیند ، تنها از زندانی به زندان دیگر می گریزند !

چنین افرادی با وجود ثروتی سرشار از استعداد و توانایی ، هرگز به رشد و تعالی نمی رسند .

پس لازم است ، این زندان ها را بیشتر بشناسیم .


زندان افکار منفی :

برخی در سیاه نمایی استاد ند . و گویی سطلی از رنگ سیاه در دست دارند ، و دایم در حال رنگ‌ کردن در و دیوار ند به طوری که حتی نقطه ای از سفیدی امید، باقی نماند .

چنین اشخاصی ، زندانی خویش اند . و از هرتلاش و کوششی دریغ می کنند . و آدم را یاد شخصیت کارتون گالیور می اندازند که دائم می گفت : "من می دونم نمیشه "

اینان فقط بلدند به تاریکی لعنت بفرستند دریغ از این که شمعی بیافروزند !

زندان روز مرگی :

نمی دانم شاید بهترین واژه ای که برای انسان های دچار روزمرگی می توان بکار برد . "الکی خوش " باشد .

صبح تا شام وقت تلف می کنند و هدفی خاص در زندگی ندارند . و گمان می کنند زندگی خوردن ، نوشیدن و خوابیدن و در بهترین شکل ممکن ولگردی در فضای مجازیست . اینان در زندانی بسر می برند که به تدریج روحشان در آن می میرد .

زندان توهم :

این نوع زندانیان خیلی خطرناکند . چرا که گمان می کنند کسی هستند ، که در واقع نیستند . برخی شان خود را دانای کل می دانند . و دیگران را نادان !

بعضی عقاید خویش را برحق و نظرات دیگران را مردود می شمارند . عده ای از اینان خود را منجی بقیه دانسته و رستگار شدن دیگران را وظیفه خویش می پندارند .

زندان تنهایی :

این زندانیان، ویژگی مشترکی دارند ؛ و آن عدم داشتن مهارت ارتباط موثر است .

بدترین نوع این افراد ، هم سلولی های هستند که شوربختانه با هم ارتباط زن و شوهری دارند و به اصطلاح زیر یک سقف زندگی می کنند . ولی دریغ از مهرو محبتی که بینشان باشد .

اینان در کنار هم ولی تنهایند . چرا که پشت میله های زندان عدم توانایی ارتباط، گرفتار شده اند .

اغلب این زندانیانِ بخت برگشته به گمان خود از زندان فرار کرده وبه فضای مجازی پناه می برند . غافل از آن که : فضای مجازی زندانی است انفرادی .

زندان فرافکنی :

این زندانیان دایم در حال طراحی نقشه فرار از زندان هستند . ولی متاسفانه عیب کار این جاست که در تلاش برای فرار از خود هستند . و خوب مسلم است که هیچ کس از خودش نمی تواند فرار کند .

این گروه هرگز عیب و نقص خود را نمی پذیرند و سعی در رفع نقایص خویش ندارند .

آنان همواره به دنبال مقصر در بیرون از خود می گردند .

زندان ترس :

ترس از نقد شدن توسط دیگران و سرزنش آنان ، حصاری است ، که برخی گرفتار آنند .

چنین افرادی پشت میله های این زندان می پوسند ولی هرگز جرات و جسارت رشد و ترقی را ندارند .

زندان جنسیت :

این شاید تنها زندانی است که توسط محیط و دیگران ساخته می شود و فرد را گرفتار خود می کند . برای فرار از این مبحس ؛ باید دانست که جنسیت هرگز محدودیت نیست .

افسوس که همه ی این زندانیان با دستان پر از طلا یِ توانمندی و استعداد ؛ اسیر افکار خویش اند و همیشه در فقر معنوی بسر می برند . وگرنه راه برای رشد و تعالی و رسیدن به کمال واقعی برای همه باز است . می توان به عالی ترین مراتب انسانیت رسید . اگر خود زندانبان خویش نباشی !

به قول لسان الغیب :

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز



رضا شاه پسند ۲۲ دی ماه ۹۷



شاید مایل باشید مطلب زیر را نیز بخوانید :      

https://rezashahpasand1352.persianblog.ir/x3aLrnvYL3IlvMv4kb6a-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C




/ 2 نظر / 80 بازدید