زنده باد تیله بازی

پاییز ۱۳۶۰. روز یک شنبه رحلت پیامبر (ص) تعطیل بود و من از صبح درکوچه بازی می کنم . همین الان خسته به خانه برگشتم .

مادر می گوید : " ذلیل مرده صبح تا شب تو کوچه پلاسی چی بهت میدن؟! از پسرخاله ت یادبگیر صبح تاشب سرش تودرس و مشقه !"

از پسرخاله ام بدم می آید با آن عینک ته استکانی اش، دست و پاچلفتی ام هست یک روز در بازی فوتبال، قشنگ گل زد تو ی دروازه ی خودشان !

ولی مادرم اصرار دارد از او یاد بگیرم ! ولی من عاشق علی دوستم هستم .

در پلخمون بازی کسی به گردش نمی رسد گنجشک را در هوا می زند .

عَرَدَ بازی که می کنیم او جلودار همه است .تازه درسش ام خیلی خوب نیست ولی فوتبالش عالی !

ولی چند روز است از علی خبری نیست . بچه ها می گویند باباش از بندر یک وسیله بازی برایش آورده و همان خانه نشین اش کرده ! بابای علی راننده کامیون است .

باید به خانه علی بروم و ببینم این وسیله ی لعنتی چیست که علی را از ما گرفته است؟!

در می زنم، پس از مکثی طولانی مادر علی در را باز می کند . سراغ علی را می گیرم می گوید : "ننه نمی دانم باباش چی داده دستش که دائم یک جا نشسته وبا همون لعنتی مشغوله ؟!"

علی را صدا می زنم مثل مرده ها به همان وسیله خیره است و جوابی نمی دهد . این بار فریاد می زنم . از جا می پرد

می گوید : چته؟! چرا دادمی زنی ؟! می گویم : اون لعنتی چیه که تو رو از ما گرفته ؟!

اسمی می گوید که تا حالا هرگز نشنیده ام ؟!

تبلت !

فریاد میزنم . لعنت برهر چی تبلته ! درود به پلخمون۱، به عَرَدَ ۲، به تُشلَه ۳!

با فریاد مادرم از خواب می پرم . خدا را شکر پس همه ی این ها خواب بود . چشمانم را می مالم ودر فکرم که اسم آن وسیله چه بود؟!

ناگهان با تکانی رشته افکارم پاره می شود . بعدازظهر روز یک شنبه ۶ آبان ماه . پسرم است که می گوید : "نگاه کن بابا ! ی بازی جدید رو تبلتم ریختم ."

ومن دراندیشه که آیا بچه های امروزی با این تبلت ها، می توانند کودکی کنند ؟!




رضا شاه پسند ۶ آبان ماه ۹۸




پی نوشت :

۱. پلخمون : تیر و کمانی را گویند که با کش، پلاستیک و جیر سنگ پرتاب میکند ، فَلاخَن

۲. عَرَدَ : یا همان عراده : تایر دوچرخه یا موتور سیکلت که بچه ها در دهه ی ۶۰ آن را با ضربات چوب به جلو می راندند و بازی می کردند .

۳. تُشله : همان تیله است . بازی محبوب بچه های دهه ۶۰



http://www.rezashahpasand.ir/





/ 0 نظر / 1086 بازدید